![]() |
![]() |
|
|
1 حرم تو گاهي درخت كناري است در جنوب كه به آن حنا مي بندند وگاهي چناري در شمال كه به آن دخيل يكي تو را ((من سنه قربان ))مي شود ويكي ((يا سيدي ات مي خواند )) اما من تو را زار مي زنم با لهجه اي كه نمي دانم ونقاره هايت هر روز در گوشم نواختن مي گيرد . 2 دستم به ضريحت كه مي رسد دنيا توي دلم/ دور مي زند هفت بار كبوتري كه روي گنبدت آشيانه كرده است آقاي من آنقدر دانه پاشيده اي كه راه برگشت را در فراواني دانه ها گم كرده ام . 3 در مي زنم بر دري كه كليدش در دست توست دردهاي من يك دنيا هم كه باشد. آسمانش تويي.
۴ کاش النگویی بودم در دست زنی بلوچ که نذرت می شدم ویا گندمی در جنوب که به ذکرت گره می خوردم اما فقط آهویی هستم که از جنوب خوزستان تا شمال خراسانت را دویده ام . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 20:47 توسط آذر قلی نژاد |
|
|
قیصر امین پور هم ناگهان رفت وباز هم وقتی به خودمان آمدیم ،او دیگر رفته بود.شاعری که هر چند همشهری ام بود ولی شاید آنطور هم که باید او را نمی شناختم .اما همین قدر که سالهای علاقمندی ام به شعر وشاعری را با اشعار او وشرکت در جلسه نقد شعری با حضور او در دزفول آغاز می کردم برایم کافی است که اکنون دلتنگ رفتنش باشم .جدای از این که بخواهم بدانم که امین پور به کدام جریان شعری وابسته بود بعد بخواهم در مورد او قضاوت کنم .همین که به من آموخت ((نان را از هر طرف بخوانی نان است)) وهمین که با او حس کردم درد من مثل درد مردم زمانه نیست کافی است که دور از تمام تعصبی که امروزه بر جریانهای شعری حکمفرماست اعتراف کنم که قیصر امین ور بزرگی بود که حق زیادی بر گردن ادبیات این مرز وبوم دارد .
از خوانندگان این مطلب خواهشمندم فاتحه ای را نثار روح بلند امین پور عزیز نماینند که امروز در حال تشییع یپکر عزیزش در دزفول هستند.روحش شاد |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 9:53 توسط آذر قلی نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نویسنده وبلا گ :آذر قلی نژاد
|
| پیوندهای روزانه |
|
http://rozhaysheriman.persianblog.com zowerm آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
آذر قلی نژاد آذر قلی نژاد آذر قلی نژاد |
|
RSS
|