![]() |
![]() |
|
|
ايام فاطميه شبهاي عزاداري براي حضرت فاطمه وبه قولي ايام فاطميه را پشت سر مي گذاريم .چه روضه ها چه گريه ها ،چه زاري ها ،چه نوحه ها و.. در اين روزها برقرار شده ومي شود .بر سر هر كوچه اي پرچمي سياه وبر هر ديواري عبارتي زخمي وجانسوز چشمها را به خود جلب مي كند ،ودرچه بسيار خانه هايي ديگهاي آش ونذري براي حضرت فاطمه برپا گرديده است . اما اين فاطمه كيست ،اين كارها براي چيست ؟ چه هدفي رادنبال مي كند ؟چه نيتي در پي آن مي باشد ؟ بله چه سوال مسخرهاي وشايد به ديد عده اي توهيني بزرگ به شخصيت والاي حضرت فاطمه .اما نه منظور من هم همين است .ما شخصيت والايي را كه كوچكترين توهيني را به او روا نميداريم ونامش را با احترام خاصي بيان مي كنيم تا چه حد شناخته ايم ؟بانويي كه دشمان مظلومانه پهلويش را شكسته اند ،دخت رسول وهمسر مولا علي .آيا فقط همين چند جمله براي توجيه اين همه عشق وارادت كافي است .آيا عشق وارادتي كه با همين چند جمله شناخت دردرون ما پديد آمده است نمي تواند با شناخت بيشتر وبهتر مسير درست تري را به خود بگيرد .آيا وقتهايي را كه پاي ديگهاي نذري ودر جلسات مداحي ونوحه خواني با چند جمله هميشگي كه نشنيده اشك ما را درمي آورد مي گذرانيم (نمي گويم هدر مي دهيم ،چون ممكن است برا ي عده اي فوايد ديگري هم داشته باشد ) نمي توانيم به شناخت جزئي از زواياي شخصيت اين بانوي نمونه اختصاص دهيم .درست است شايد تمام اين مراسمها نماد باشد .نماد براي زنده نگه داشتن يك دين ،يك آئين ،يك شخصيت.اما ما نبايد اصل را درست بشناسيم تا بتوانيم نماد درستي براي ان برگزينيم . چند بار در مجالس عزاداري حضرت فاطمه از نقش او در تربيت فرزندانش صبحت شده است .چند باراز مسئوليت هاي اجتماعي حضرت فاطمه ،از سخنراني اش در مسجد ،از پيامهايي كه در مواقع حساس اجتماعي بين ياران امام علي بايد رد وبدل مي شد وامام خود به علت حساسيت امر قادر به انجام آن نبود وحضرت فاطمه اين مهم را به عهده مي گرفت سخني گفته شده است .براستي اين همه عشق وارادت وگريه وزاري فقط براي بانويي است كه مظلومانه پهلوي مباركش را شكسته اند يا براي زني كه اگر بخواهيم تمام زواياي زندگي اش را بشناسيم خيلي از زنان متجدد بايد جلوي او به زانو بنشينند . به اميد روزي كه مردم مسلمان كشور ما بويژه زنان ما ،در راه شناخت ارزشهاي ديني واجتماعي خود گاه بردارند .
وامایک شعر....
سرفه میکنم
زندگی ام را
روی دفتری که بیست هایش
دیگر معصوم ودست داشتنی نیست
وبا یک اسکناس کوچک
می توانی تمام دفترت را
مهرهزارآفرین یزنی.
فرقی نمی کند
پیراهنت را
جلوی قطار به آتش کشیده باشی
نارنجک به کمرت بسته باشی
یا مثل بچه آدم زندگی ات را کرده باشی
جیب هایت که سوراخ شد
تخت های بیمارستان هم جاندارد
درجه را که ازدوشت برداشتی
یک ویال اکسیزن هم
به ریه های نیم سوخته ات نمی رسد.
**
فردا مراسم تجلیل
پس فردا بزرگداشت
اصلا همین امسال
شایدچهره ماندگار شوی ؟
بخواب
وخواب چندمین قطعه بهشت زهرا
که سالهاست برایت رزرو شده است .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 23:46 توسط آذر قلی نژاد |
|
|
۱.
فرياد مي كشد به سكوتش مي خوانند مي نويسد سنگ قبرش مي كنند قبرش كه مي كنند تازه متولد مي شود . 2- فرقي نمي كند قايقت را به كارون انداخته باشي يااز كشف رود ماهي گرفته باشي وقتي دلت را به دريا زده باشي . 3- با دسته شكسته خنجري در دست ايستاده برسكوي جنون سقوط سرد خودش را سوت مي زند . 4- يك نخ سيگار ونستون توي جيب پيرهنت صداي جرقه كبريت وكشيده محكمي توي صورتت از فرقي كه توي موهايت/ باز شد گلي روي چين چين دامنت تا صداي سكه اي كه تو را به سكسكه انداخت هيس انگشت اشاره ات جلوي دهانت وسكوت سود پايان يك سناريوي غمگين
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 23:57 توسط آذر قلی نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نویسنده وبلا گ :آذر قلی نژاد
|
| پیوندهای روزانه |
|
http://rozhaysheriman.persianblog.com zowerm آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
آذر قلی نژاد آذر قلی نژاد آذر قلی نژاد |
|
RSS
|