تبليغاتX
دردواره
با سلام وعرض شرمندگی از تمام دوستانی که این مدت قدم رنجه فرمودند وبا به روز نشدنهای مکرر خجالت زده شان شدیم .اما علت این به روز نشدنها وعدم حضور در محافل ادبی این مدت بهانه قشنگی داشت :

تولد  آرشا "ی عزیز وسفرطولانی مدتم  به خوزستان بود.

آرشا جان  الان روزهای آخر سه ماهگی اش را سپری می کند وتوی این مدت تمام وقت وانرژی ام وحتی خودم را صرف آرشا نموده ام که بعدها شرمنده اش نباشم اما خوشبختانه کم کم دارم خودم را عادت می دهم که حتی با وجود اینکه برای آرشا چیزی کم نگذاشته باشم باز فعالیتم را شروع کنم تا شرمنده خودم هم نباشم

واما بهانه به روز شدن امروزم تولدامام رضا (ع ) امام مهربانی ورفعت است که مدتی است سعادت حضور در بارگاهش نصیبم نشده است :

آقای من

سهم من از غربت

دستهایی است که تنهاییشان را

به تو دخیل می بندد

وسهم تو از غربت

جهانی

که به پابوست می شتابد .

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 9:53  توسط آذر قلی نژاد | 
از بهار بنفشه واطلسی

تا بو ق قطاری بر ریلهای تکراری

که از مبدا به مقصدش

واز مقصد به مبداش

هیچ مقلب القلوبی نمی شود .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 11:30  توسط آذر قلی نژاد | 

با سلام

 به تمام دوستان وعزيزاني كه در اين مدت به دردواره سر زدنند وبا به روز نشدن  هاي تكراري ام كه آن هم به نوعي به روزمرگي رسيده است شرمنده شان شدم وممنونم  از تذكرو مواخذه دوستاني كه در اين مدت شرمندگي ام را بيشتر كرد ومرامجبور كرد كه وبلاگم را با دوكار كه مربوط به روزهاي جنگ غزه وجشن انقلاب بود وهمچنين يك كار كوتاه حسي به روز كنم.

 

 

 

1

تقديم به كودكاني كه كريسمس زير بارش برف گونه  فسفر برايشان معنا مي گرفت

بخواب

وخواب گربه سياهيي

 كه روي پشت بام خانه ات

 موش مي دواند

وليوني

 كه تو را

 از باربي عروسك هايت

 متنفر كرده است .

*

جهان را

 در دفتر نقاشي ات

 سياه بكش

وقتي

 از آسمانهاي مجاور

 حتي بادكنكي نيامد

كه برايش دست تكان دهي

وبجاي سازمان ملل

 مترسكي كه كلاغها

 چشمانش را لانه كرده اند .

 

 

 

 

2

خيابان

 به سرش زده بود

سنگي

كه از دست جوانها پرت شد

از معادن مرمر

يا سياهچاله هاي فضا نيامده بود

ريگي به كفش اين

ريگي به كفش آن

وهسته كندانسه

مشت هاي گره خورده بود

كه ريگ سنگ شد

وسنگ

 ستون زير بناي انقلاب .

 

 

3

ناخن هايم

 جويدنشان مي آيد

وقتي چشمهايم

 به راههاي نيامده ات

خيره مي مانند

وباد

كه پاييز را

در حياط مي چرخاند

بي آنكه كليدي

 در قفل در بچرخد .

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 20:14  توسط آذر قلی نژاد | 

سه كار كوتاه (شايد داستانواره )  وكمي شعر :

1

توي كوچه اي كه بن بست است منتظر تاكسي مي مانم .تاكسي مرا به كوچه اي مي برد كه در انتهاي بن بست است ،به  خانه اي مي روم كه در انتهاي بن بست است .روي درخانه تصوير آدمي را كشيده اند كه در انتهاي بن بست است .وارد خانه مي شوم روي تمام ديوارها تصوير آدمي را قاب كرده اند كه در انتهاي بن بست است .وارد اتاق كه مي شوم خودم را مي بينم كه از سقف آويزان است درست مثل آدمي كه در انتهاي بن بست بود .

 

 

2

توي صف نانوايي زن با زنبيلي  قرمز كه رنگ چرك گرفته است منتظر نان تازه است .

مردي با لباس شيك وماشيني كه پلاكش همرنگ زنبيل زن است از راه مي رسد نانهاي تازه را مي گيرد وميرود.زن با زنبيلي پر از خالي به خانه برمي گردد.زن وبچه هايش در انتظار پخت بعدي نانوايي  به خواب مي روند.

 

3

در را كه باز كرده ام  قفل مي كنم وبه خيابان مي روم .مغازه ها هنوز بسته است ،نانوايي ها در حال تعطيل شدن است وپياده روها در حال آب وجارو درست مثل آدمي كه خودش را آراسته مي كند تابه مهماني برود يا يا مهماني بيايد .آدمهاي بيدار خواب آلود از كنارم رد مي شوند......

به اداره كه مي رسم رئيس ها با اقتدار وارد مي شوند ،شايد به دستوراتي كه قرار است صادر كنند فكر مي كنند كارمندان جلوي رئيس بلند مي شوند وبه دستوارتي فكر مي كنند كه قرار است صادر شود .اما تيترهاي داغ روزنامه دستورات  رئيس را در حاشيه قرار مي دهد .البته تا وقتي رئيس تيتر روزنامه نباشد .........

ظهر است آدمهاي خواب آلود بيدار از اداره ها بيرون مي آيند .به خيابان مي آيم .مغازه ها در حال بسته شدن است .نانوايي ها هنوز باز نشده اند ..پياده روها خميازه كشان در حال تكاندن گرد و غبار از لباس مهماني شان مي باشند .

قفل را مي چرخانم.در را باز مي كنم و وارد خانه مي شوم .

 

1

پشت مي كنم

به قبيله اي

كه قابيل كشي را پيشه اند

وقبله ام را

 تغيير مي دهم

از مغرب غربت به

مشرق چشمهايت

وقتي

 در گلدسته هاي اين شهر

هيچ كس

اذان نمي گويد.

 

 

 

2

از دسيسه دستها

تا حيله حرفها

ابليسي متولد مي شود

 به نام انسان .

 

 شیروان آذر ۸۷

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 21:50  توسط آذر قلی نژاد | 

باسلام .مدتی نبودم وبهانه این نبودن سفر به خوزستان ودیدار خانواده وفامیل که مقارن شد با سالگرد درگذشت قیصر وباز بهانه ای برای این که یکی از روزهای سفرمان را اختصاص دادیم به حضور بر سر مزار قیصر عزیز در گتوند ویک روز هم شرکت در مراسم بزرگداشت قیصر در دزفول .روحش شاد .

دلم قلمرو جغرافیای ویرانی است

هوای ناحیه ما همیشه بارانی است .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 21:21  توسط آذر قلی نژاد | 

 با سلام بالاخره بعداز مدت زیادی آمدم با ۲ کار کوتاه جدید ُکه حال وهوای آنها می تواند خود گویای علت رکود واین همه مدت نیامدن باشد .مشتاق تر از قبل منتظر نظرتان هستم.

۱-

دور می زنم

دایره ای را

که از تکرار ممتد عقربه ها زاییده است

 وگیج گیج می خورم/

 شکری را که به زندگی ام پاشیده است

*

خودت را بالا بیاور

روی بی تفاوتی روزها

روی هفته ای که همیشه سه شنبه است .

 

 

2-

بوی تند فلفل

توی مغز آدمی

که هی خودش را

 شلیک می کند

به متن ماجرای تازه ای

گلوله ای که باران نمی شود

وپرنده ای که پر پر / پر می زند

به سیاهی ابری

که باران نمی شود.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 19:55  توسط آذر قلی نژاد | 
من کولی ام

من جهانی راکولی ام

جهانی بی پدر را کولی ام

قبیله ای بی ریش سفید را

جهانی با کودکان خون آلود

با تفنگ های بی عدالت

وعدالت های بی ناموس

من دف می زنم     دف می زنم        دف می زنم

ضجه های مادران بی کودک مانده را

ناله کودکان بی مادر مانده را

می رقصم     می رقصم   می رقصم

اضطراب قرن قابیلی را. 

 

۲-

سقف دهانم چکه می کند

 خونی را

که از چشمانم سرازیر می شود/ رودخانه ای

 که ماهی هایش

 همیشه درون تور ماهیگران متولد می شوند

 وهیچ وقت دریایی به استقبالش نمی آید .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 18:5  توسط آذر قلی نژاد | 

به نام خدایی که...

دومین جشنواره شعر منطقه ای غرب کشور

 

ایوان اردیبهشت شاعران

در روز های ۲۷ و ۲۸ اردیبهشت ماه جاری برگزار خواهد شد

این جشنواره سال گذشته با حضور شاعران استان های ایلام،‌ کرمانشاه،‌ کردستان،‌ لرستان،‌ همدان و آذربایجان غربی و با حضور اساتیدی همچون محمد علی بهمنی،‌ محمد جواد محبت،‌ دکتر بهروز یاسمی،‌ دکتر روزبه و ... برگزار شد،‌ امسال نیز شاعران استان های نامبرده + شاعران خوب استان خوزستان به عنوان استان مهمان و سرورانی چون عبدالجبار کاکایی،‌ دکتر بهروز یاسمی،‌ سهیل محمودی و احتمالا سید علی صالحی و ...در جشنواره حضور خواهند داشت.

شاعران گرامی می توانند برای حضور در

جشنواره از سه راه زیر استفاده کنند:


۱- استفاده از پست پیشتاز:

برای این کار دوستان باید سروده های تایپ شده خود را به آدرس:
ایلام- شهرستان ایوان- خیابان امام(ره)- روبروی فرمانداری- اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان ایوان- دبیرخانه جشنواره ایوان اردیبهشت شاعران پست کنند.

 

۲- استفاده از سامانه دورنگار:

عزیزان می توانند سروده های تایپ شده خود را به شماره 08423236659 ارسال کنند.

 

۳- استفاده از E-mail :

شاعران گرامی باید سروده های خود را با نرم افزار word 2003 تایپ ،آنها را به نامه های الکترونیکی خود الحاق(attach) کرده و  به آدرس اینترنی ayvan_ordibehesht1387@yahoo.com بفرستند.

تذکرات:

۱- موضوع و قالب آثار ارسالی آزاد می باشد.

۲- ارسال حداقل ۵ اثر الزامی است.

۳- مهلت ارسال آثار تا ۲۰ اردیبهشت می باشد و تمدید نخواهد شد.

تذکرات جدید:

۱- متاسفانه فقط می توانیم در خدمت شاعران استان های نامبرده باشیم.

۲- همراه ارسال اشعار تایپ شده نوشتن آدرس کامل و شماره تلفن هم الزامی ست.

تذکرات جدید:

1- این جشنواره، جشنواره شعر پیشرو نیست.


2- آثار ارسالی به جشنواره باید به زبان فارسی و کردی باشند، چرا کردی؟
به علت قابل فهم بودن این زبان برای مهمانان استان های ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان و بخش هایی از آذربایجان غربی و همدان، اما دوستان می توانند پس از ورود به جشنواره به هر زبانی که بخواهند شعر خوانی داشته باشند.

از تمامی دوستان بلاگر خواهش می کنم با توجه به محدود بودن زمان ارسال آثار و عدم وجود پشتیبانی مالی به وسیله سازمان ها و نهاد های فرهنگی کشور فراخوان جشنواره را در وبلاگ های خود قرار داده و به هرچه باشکوه تر برگزار شدن این رویداد فرهنگی کمک کنند. 

 

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:12  توسط آذر قلی نژاد | 
با سلام به دوستانی که آمدند ومن هنوز نیامده بودم .

از صبح شدن شبها وشب شدن روزها بیزارم .از راس ساعت در اداره حاضر شدن و آقا بالا سر داشتن ومنت رئس وروسا را کشیدن وبا هزار جور خلق و خویی که باب میلیت نیست کنار آمدن خسته ام ازتکرار روزهای مشابه ای که امروزت با فردایت هیچ فرقی ندارد وفقط شماره روزهایش عوض می شود بدون اینکه برای تو فرقی داشته باشد بیزارم .

آدمی که مثل خیلی های دیگری اسیر روزمرگی ها شده است .منتظر است که کسی بیاید یا اتفاقی بیفتد که روز مرگی ها را به درک واصل کند .چون وقتی خودت  اسیر روزمرگی ها شده باشی عرضه نجات دادن خودت را نداری .هرکسی که فکر می کند می تواند تلنگری باشد برای پایاندوزمرگی سری به این وبلاگ بزند ونظری بگذارد .

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 18:54  توسط آذر قلی نژاد | 

1

حرم تو

گاهي  درخت كناري است در جنوب

 كه به آن حنا مي بندند

 وگاهي چناري در شمال

 كه به آن دخيل

يكي تو را ((من سنه قربان ))مي شود

ويكي ((يا سيدي ات مي خواند ))

اما من

تو را زار مي زنم

 با لهجه اي كه نمي دانم

ونقاره هايت هر روز

 در گوشم نواختن مي گيرد .

 

2

دستم به ضريحت كه مي رسد

دنيا توي دلم/ دور مي زند هفت بار

 كبوتري كه روي گنبدت

 آشيانه كرده است

آقاي من

 آنقدر دانه پاشيده اي

كه راه برگشت را

 در فراواني دانه ها گم كرده ام .

 

3

 

در مي زنم بر دري

كه كليدش در دست توست

 دردهاي من

 يك دنيا هم كه باشد.

 آسمانش تويي.

 

۴

کاش النگویی بودم

 در دست زنی بلوچ

که نذرت می شدم

ویا گندمی در جنوب

که به ذکرت گره می خوردم

اما  فقط آهویی هستم

 که از جنوب خوزستان

تا شمال خراسانت را دویده ام .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 20:47  توسط آذر قلی نژاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
نویسنده وبلا گ :آذر قلی نژاد

پیوندهای روزانه
http://rozhaysheriman.persianblog.com


zowerm
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
نویسندگان
آذر قلی نژاد
آذر قلی نژاد
آذر قلی نژاد
پیوندها
ساعت چاقو کشی2
گمانه2(ابولفضل بابايي)
بهداشت
نازكتر ازگل
روزهای شعری من(شيرين نصيري )
سید مهدی موسوی
زهرا اسکندری
لیلا رنجبر
غروب کارون
انجمن شاعران ایران
مانیفست
کسب درامد اینترنتی
كانون ادبي پرشين بلاگ
پل شكسته
زهر مار
صديقه حسيني
سردخانه شيشه اي (گلناز مير حسيني )
سوشليغا
(علي كلانتر )
شعر وزندگي (احسان بزرگي )
سامره اسد زاده
يدالله رويايي
كليجا (روجا چمنكار )
لربلاگ
آشیانه ای برای عشق
فراخوان ادبي
رهاتا (شعر وداستان)
ذهن زيبا (زهرا زارعي )
شادن (مائده يحيي پور
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM