تبليغاتX
دردواره
من کولی ام

من جهانی راکولی ام

جهانی بی پدر را کولی ام

قبیله ای بی ریش سفید را

جهانی با کودکان خون آلود

با تفنگ های بی عدالت

وعدالت های بی ناموس

من دف می زنم     دف می زنم        دف می زنم

ضجه های مادران بی کودک مانده را

ناله کودکان بی مادر مانده را

می رقصم     می رقصم   می رقصم

اضطراب قرن قابیلی را. 

 

۲-

سقف دهان چکه می کند

 خونی را

که از چشمانم سرازیر می شود/ رودخانه ای

 که ماهی هایش

 همیشه درون تور ماهیگران متولد می شوند

 وهیچ وقت دریایی به استقبالش نمی آید .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 18:5  توسط آذر قلی نژاد | 

به نام خدایی که...

دومین جشنواره شعر منطقه ای غرب کشور

 

ایوان اردیبهشت شاعران

در روز های ۲۷ و ۲۸ اردیبهشت ماه جاری برگزار خواهد شد

این جشنواره سال گذشته با حضور شاعران استان های ایلام،‌ کرمانشاه،‌ کردستان،‌ لرستان،‌ همدان و آذربایجان غربی و با حضور اساتیدی همچون محمد علی بهمنی،‌ محمد جواد محبت،‌ دکتر بهروز یاسمی،‌ دکتر روزبه و ... برگزار شد،‌ امسال نیز شاعران استان های نامبرده + شاعران خوب استان خوزستان به عنوان استان مهمان و سرورانی چون عبدالجبار کاکایی،‌ دکتر بهروز یاسمی،‌ سهیل محمودی و احتمالا سید علی صالحی و ...در جشنواره حضور خواهند داشت.

شاعران گرامی می توانند برای حضور در

جشنواره از سه راه زیر استفاده کنند:


۱- استفاده از پست پیشتاز:

برای این کار دوستان باید سروده های تایپ شده خود را به آدرس:
ایلام- شهرستان ایوان- خیابان امام(ره)- روبروی فرمانداری- اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان ایوان- دبیرخانه جشنواره ایوان اردیبهشت شاعران پست کنند.

 

۲- استفاده از سامانه دورنگار:

عزیزان می توانند سروده های تایپ شده خود را به شماره 08423236659 ارسال کنند.

 

۳- استفاده از E-mail :

شاعران گرامی باید سروده های خود را با نرم افزار word 2003 تایپ ،آنها را به نامه های الکترونیکی خود الحاق(attach) کرده و  به آدرس اینترنی ayvan_ordibehesht1387@yahoo.com بفرستند.

تذکرات:

۱- موضوع و قالب آثار ارسالی آزاد می باشد.

۲- ارسال حداقل ۵ اثر الزامی است.

۳- مهلت ارسال آثار تا ۲۰ اردیبهشت می باشد و تمدید نخواهد شد.

تذکرات جدید:

۱- متاسفانه فقط می توانیم در خدمت شاعران استان های نامبرده باشیم.

۲- همراه ارسال اشعار تایپ شده نوشتن آدرس کامل و شماره تلفن هم الزامی ست.

تذکرات جدید:

1- این جشنواره، جشنواره شعر پیشرو نیست.


2- آثار ارسالی به جشنواره باید به زبان فارسی و کردی باشند، چرا کردی؟
به علت قابل فهم بودن این زبان برای مهمانان استان های ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان و بخش هایی از آذربایجان غربی و همدان، اما دوستان می توانند پس از ورود به جشنواره به هر زبانی که بخواهند شعر خوانی داشته باشند.

از تمامی دوستان بلاگر خواهش می کنم با توجه به محدود بودن زمان ارسال آثار و عدم وجود پشتیبانی مالی به وسیله سازمان ها و نهاد های فرهنگی کشور فراخوان جشنواره را در وبلاگ های خود قرار داده و به هرچه باشکوه تر برگزار شدن این رویداد فرهنگی کمک کنند. 

 

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:12  توسط آذر قلی نژاد | 
با سلام به دوستانی که آمدند ومن هنوز نیامده بودم .

از صبح شدن شبها وشب شدن روزها بیزارم .از راس ساعت در اداره حاضر شدن و آقا بالا سر داشتن ومنت رئس وروسا را کشیدن وبا هزار جور خلق و خویی که باب میلیت نیست کنار آمدن خسته ام ازتکرار روزهای مشابه ای که امروزت با فردایت هیچ فرقی ندارد وفقط شماره روزهایش عوض می شود بدون اینکه برای تو فرقی داشته باشد بیزارم .

آدمی که مثل خیلی های دیگری اسیر روزمرگی ها شده است .منتظر است که کسی بیاید یا اتفاقی بیفتد که روز مرگی ها را به درک واصل کند .چون وقتی خودت  اسیر روزمرگی ها شده باشی عرضه نجات دادن خودت را نداری .هرکسی که فکر می کند می تواند تلنگری باشد برای پایاندوزمرگی سری به این وبلاگ بزند ونظری بگذارد .

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 18:54  توسط آذر قلی نژاد | 

1

حرم تو

گاهي  درخت كناري است در جنوب

 كه به آن حنا مي بندند

 وگاهي چناري در شمال

 كه به آن دخيل

يكي تو را ((من سنه قربان ))مي شود

ويكي ((يا سيدي ات مي خواند ))

اما من

تو را زار مي زنم

 با لهجه اي كه نمي دانم

ونقاره هايت هر روز

 در گوشم نواختن مي گيرد .

 

2

دستم به ضريحت كه مي رسد

دنيا توي دلم/ دور مي زند هفت بار

 كبوتري كه روي گنبدت

 آشيانه كرده است

آقاي من

 آنقدر دانه پاشيده اي

كه راه برگشت را

 در فراواني دانه ها گم كرده ام .

 

3

 

در مي زنم بر دري

كه كليدش در دست توست

 دردهاي من

 يك دنيا هم كه باشد.

 آسمانش تويي.

 

۴

کاش النگویی بودم

 در دست زنی بلوچ

که نذرت می شدم

ویا گندمی در جنوب

که به ذکرت گره می خوردم

اما  فقط آهویی هستم

 که از جنوب خوزستان

تا شمال خراسانت را دویده ام .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 20:47  توسط آذر قلی نژاد | 

 

قیصر امین پور هم ناگهان رفت وباز هم وقتی به خودمان آمدیم ،او دیگر رفته بود.شاعری که هر چند همشهری ام بود ولی شاید آنطور هم که باید او را نمی شناختم .اما همین قدر که سالهای علاقمندی ام به شعر وشاعری را با اشعار او وشرکت در جلسه نقد شعری با حضور او در دزفول آغاز می کردم برایم کافی است که اکنون دلتنگ رفتنش باشم .جدای از این که بخواهم بدانم که امین پور به کدام جریان شعری  وابسته بود  بعد بخواهم در مورد او قضاوت کنم .همین که به من آموخت ((نان را از هر طرف بخوانی نان است)) وهمین که با او حس کردم درد من مثل درد مردم زمانه نیست کافی است که دور از تمام تعصبی که امروزه بر جریانهای شعری حکمفرماست اعتراف کنم که قیصر امین ور بزرگی بود که حق زیادی بر گردن ادبیات این مرز وبوم دارد .

از خوانندگان این مطلب خواهشمندم فاتحه ای را نثار روح بلند امین پور عزیز نماینند که امروز در حال تشییع یپکر عزیزش در دزفول هستند.روحش شاد

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 9:53  توسط آذر قلی نژاد | 
 

دستم به ضریحت که می رسد

دنیا توی دلم /دور می زند هفت بار

کبوتری

که روی گنبدت آشیانه کرده است .

آقای من

راه برگشت را

در فروانی دانه ها گم کرده ام .

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 21:36  توسط آذر قلی نژاد | 
بالاخره آمدم با كمي شعر :

۱-

مثل اشكي كه توي آينه تكثير مي شود                                         

وآهي كه در كوهستان تنهايي ام منعكس

دوريت لحضه هاي نيامده را

چه دور مي كند .

۲-

عطر بهار نارنج از گيسوانم /

مي پرد آتش از روي چهارشنبه هايم

زردي من از آفتابگرداني

كه رو به چشمهاي تو باز مي شود

وسرخي تو از لبهايي

كه در كاسه انتظارت به شراب مي نشيند .

۳-

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 12:14  توسط آذر قلی نژاد | 

ايام فاطميه

شبهاي عزاداري براي حضرت فاطمه وبه قولي ايام فاطميه را پشت سر مي گذاريم .چه روضه ها چه گريه ها ،چه زاري ها ،چه نوحه ها و.. در اين روزها برقرار شده ومي شود .بر سر هر كوچه اي پرچمي سياه وبر هر ديواري عبارتي زخمي وجانسوز چشمها را به خود جلب مي كند ،ودرچه بسيار خانه هايي ديگهاي آش ونذري براي حضرت فاطمه برپا گرديده است .

اما اين فاطمه كيست ،اين كارها براي چيست ؟ چه هدفي رادنبال مي كند ؟چه نيتي در پي آن مي باشد ؟

بله چه سوال مسخرهاي وشايد به ديد عده اي توهيني بزرگ به شخصيت والاي حضرت فاطمه  .اما نه منظور من هم  همين است .ما شخصيت والايي را كه كوچكترين توهيني را به او روا نميداريم ونامش را با احترام خاصي بيان مي كنيم  تا چه حد شناخته ايم ؟بانويي كه دشمان مظلومانه پهلويش را شكسته اند ،دخت رسول وهمسر مولا علي .آيا فقط همين چند جمله براي توجيه اين همه عشق وارادت كافي است .آيا عشق وارادتي كه با همين چند جمله شناخت دردرون ما پديد آمده است نمي تواند با شناخت بيشتر وبهتر مسير درست تري را به خود بگيرد .آيا وقتهايي را كه پاي ديگهاي نذري ودر جلسات مداحي ونوحه خواني با چند جمله هميشگي كه نشنيده اشك ما را درمي آورد مي گذرانيم (نمي گويم هدر مي دهيم ،چون ممكن است برا ي عده اي فوايد ديگري هم داشته باشد ) نمي توانيم به شناخت جزئي از زواياي شخصيت اين بانوي نمونه اختصاص دهيم .درست است شايد تمام اين مراسمها نماد باشد .نماد براي زنده نگه داشتن يك دين ،يك آئين ،يك شخصيت.اما ما نبايد اصل را درست بشناسيم تا بتوانيم نماد درستي براي ان برگزينيم .

چند بار در مجالس عزاداري حضرت فاطمه از نقش او در تربيت فرزندانش صبحت شده است .چند باراز مسئوليت هاي اجتماعي حضرت فاطمه ،از سخنراني اش در مسجد ،از پيامهايي كه در مواقع حساس اجتماعي بين ياران امام علي بايد رد وبدل مي شد وامام خود به علت حساسيت امر قادر به انجام آن نبود وحضرت فاطمه اين مهم را به عهده مي گرفت سخني گفته شده است .براستي اين همه عشق وارادت وگريه وزاري فقط براي بانويي است كه مظلومانه پهلوي مباركش را شكسته اند يا براي زني كه اگر بخواهيم تمام زواياي زندگي اش را بشناسيم خيلي از زنان متجدد بايد جلوي او به زانو بنشينند .

به اميد روزي كه مردم مسلمان كشور ما بويژه زنان ما ،در راه شناخت ارزشهاي ديني واجتماعي خود گاه بردارند .

 

 

وامایک شعر....
 
 
سرفه میکنم
زندگی ام را
روی دفتری که بیست هایش
دیگر معصوم ودست داشتنی نیست
وبا یک اسکناس کوچک
می توانی تمام دفترت را
مهرهزارآفرین یزنی.
فرقی نمی کند
پیراهنت را
جلوی قطار به آتش کشیده باشی
نارنجک به کمرت بسته باشی
یا مثل بچه آدم زندگی ات را کرده باشی
جیب هایت که سوراخ شد
تخت های بیمارستان هم جاندارد
درجه را که ازدوشت برداشتی
یک ویال اکسیزن هم
به ریه های نیم سوخته ات نمی رسد.
**
فردا مراسم تجلیل
پس فردا بزرگداشت
اصلا همین امسال
شایدچهره ماندگار شوی ؟
بخواب
وخواب چندمین قطعه بهشت زهرا
که سالهاست برایت رزرو شده است .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 23:46  توسط آذر قلی نژاد | 
۱.

فرياد مي كشد

 به سكوتش مي خوانند

مي نويسد سنگ

قبرش مي كنند

قبرش كه مي كنند

 تازه متولد مي شود .

 

 

2-

فرقي نمي كند

قايقت را به كارون انداخته باشي

يااز كشف رود ماهي گرفته باشي

وقتي دلت را به دريا زده باشي .

 

3-

با دسته شكسته خنجري در دست

ايستاده برسكوي جنون

سقوط سرد خودش را سوت مي زند .

 

4-

يك نخ سيگار ونستون توي جيب پيرهنت

صداي جرقه كبريت

وكشيده محكمي توي صورتت

از فرقي كه توي موهايت/ باز شد گلي روي چين چين دامنت

تا صداي سكه اي كه تو را به سكسكه انداخت

هيس

انگشت اشاره ات جلوي دهانت

وسكوت

سود پايان يك سناريوي غمگين

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 23:57  توسط آذر قلی نژاد | 

شهرهاي نامرئي نام كتابي است از ايتالوكالوينو نويسنده پرآوازه ايتاليايي كه با ترجمه ترانه يلدا از سوي نشر باغ نو در ايران به چاپ رسيده است .مهمترين آثار ايتالو كالوينو عبارتند از :جاده لانه عنكبوت 1947،سه گانه نياكان (ويكنت شقه شده ، 1952، بارون درخت نشين 1957، شوايه ناموجود 1952)،بورس بازي ساختمان 1957،ابر آلودگي 1958،داستانها1958، ماركو والدو –زندگي روزمره يك رأي جمع كن 1963،كمدي هاي كيهاني 1965، اگر شبي از شبهاي زمستان مسافري 1985.

 

شهرهاي نامرئي :

برروي جلد سفيدرنگ كتاب تصاوير ساختمانهاي متعددي در سه رديف نقش بسته است كه هركدام از ساختمانها داراي شكل خاصي است برخي از ساختمانها روبه بالا وبرخي روبه پايين مي باشد، شهرهايي كه در اين اثر به توصيف آنها پرداخته شده نيز مانندساختمانهايي كه بر جلد كتاب به تصوير كشيده شده اند هركدام داراي شكل خاصي است .:برخي روي زمين ،برخي زير زمين ،برخي توي آسمان است  ودربرخي شهر ها تمام فضا را  به جاي هوا،خاك پرميكند .همانطور كه مترجم در مقدمه كتاب گفته است: شهرهاي نامرئي به شهرهايي كه ما مي شناسيم ودر آنها زندگي مي كنيم شباهتي ندارند ،به هيچ محدوده جغرافيايي ويادوره مشخصي از تاريخ مربوط نمي شوند .شهرهاي نامرئي سفري است آغشته به اميال ودغدغه هاي روحي وعصبي انسانهايي كه در شهر ها زندگي مي كنند وسرنوشتشان با خشونتها وتضادهاي زندگي اجتماعي گره خورده است .

داستان اين كتاب كه سير رويايي – فلسفي دارد بصورت سفرنامه اي روايت شده است كه ماركوپولو شهرهايي را براي امپراطور تاتار ،قوبلاي قاآن به توصيف نشسته است .در ابتدا وانتهاي هر فصل توضيحاتي درمورد آنچه بين ماركوپولو وقوبلاي قاآن صورت مي گيرد آمده است ،در فصلهاي پاياني اين توضيحات به ديالوگ بين دونفر يعني ماركوپولو وقوبلاي قاآن تبديل مي گردد كه اين قسمتها از خستگي خواننده در دنبال كردن داستان قبل وبعد از توصيف شهر ها  مي كاهد .

داستان اين كتاب بصورت بخش هاي مجزا اما مرتبط با هم روايت شده است وداراي شكل موازي مي باشد .در فصل بندي كتاب روندمنظمي مدنظر نويسنده بوده است بطوري كه تمام داستان در  9فصل روايت شده است كه فصل اول داراي 10بخش ،ساير فصل ها داراي 5 فصل  وفصل آخر مجدداً داراي 10بخش مي باشد .نويسنده شهرهاي نامرئي حتي در انتخاب نام بخش هاي كتاب روند منظم رياضي واري دنبال نموده است .مثلاًبخشي به نام "شهر ها ومرده ها" كه از فصل پنجم وارد داستان شده است در فصل 5 در بخش 5 جاي گرفته است وهمين عنوان در فصل 6 در بخش 4 ،در فصل 7 در بخش 3 ودرنهايت در فصل 9 دربخش اول آمده است ويا بخشي با عنوان" شهرهاي باريك" در فصل اول در بخش آخر است ودر فصلهاي بعدي همين طور بصورت پله اي پيش مي رود تا فصل 5 كه به بخش اول مي رسد .

حال نويسنده در اين روند منظم چه چيز را دنبال نموده است خود معمايي است كه بي شك پاسخي به شيريني وجذابيت آثار كالوينو خواهد داشت .  

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 8:38  توسط آذر قلی نژاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
نویسنده وبلا گ :آذر قلی نژاد

پیوندهای روزانه
http://rozhaysheriman.persianblog.com


zowerm
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
نویسندگان
آذر قلی نژاد
آذر قلی نژاد
آذر قلی نژاد
پیوندها
ساعت چاقو کشی2
گمانه2(ابولفضل بابايي)
بهداشت
نازكتر ازگل
روزهای شعری من(شيرين نصيري )
سید مهدی موسوی
زهرا اسکندری
لیلا رنجبر
غروب کارون
انجمن شاعران ایران
مانیفست
کسب درامد اینترنتی
كانون ادبي پرشين بلاگ
پل شكسته
زهر مار
صديقه حسيني
سردخانه شيشه اي (گلناز مير حسيني )
سوشليغا
(علي كلانتر )
شعر وزندگي (احسان بزرگي )
سامره اسد زاده
يدالله رويايي
كليجا (روجا چمنكار )
لربلاگ
آشیانه ای برای عشق
فراخوان ادبي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

<-AuthorName->آذر قلی نژاد classid=clsid:6BF52A52-394A-11D3-B153-00C04F79FAA6 style="border-style: ridge; border-width: 1px"> " =""G:\شجريان\shagarian (1)\zemestan ast 04-track" ref>